شتر آهسته می رود شب و روز
۱۰ خرداد ۱۳۹۹ \\ دین و اندیشه, سیاسی, کلی, مقالات \\ بدون دیدگاه

✍️فضل الله صلواتی

مدتی قبل از رسانه ها شنیدم که در عربستان مجازات شلاق را برای مجرمین ممنوع و از مجازات قوۀقضائیه این کشور حذف شده است تعجب کردم، این اقدام باید از ایران و از حوزۀ علمیه و از عالمان قوۀقضائیه آگاه به زمان و مکان ایران حذف میشد که همه صاحب نظر و مجتهد و دارای استنباط صحیح ازاحکام اسلام هستند.

با رشد عقل و اندیشه بشریت که دربارۀ آدمها کلمۀ «خلیفه اللهی» جانشینی خدا به کار برده شده وانسان بالاترین و والاترین مخلوق خداوند است، آیا باید او را به پشت بخوابانند و با تازیانه بر پشت اوبزنند؟ آیا این اهانت به انسانیت و وهن اسلام نیست؟

حتی عقلای جهان میگویند به حیوانات و چهارپایان نیز نباید، چوب و شلاق زد، چه رسد به آدمها، درزمان شاه برای گرفتن اقرار از متهمان، وحشیانهترین روش را به کار میبردند که آن شلاق زدن بر متهمانبود، چه باگناه و چه بیگناه، آنها با کابلهای برقی به قطر۵/۱سانتیمتر بر بدن زندانیان سیاسی میزدند تااعترافی بگیرند و در اثر بسیاری زدن، لاستیک روی سیمها تکه تکه میشد و ادامه کارشان با سیمهای قرمزکابلها بود و سرو ته کابل یک و نیم متری را گره میزدند که در اثر عرق کردن از دستشان خارج نشود و دراثر تکرار بسیار، لاستیک از سیمها جدا نگردد!

آنها با این زدن و شکنجههاشان به کجا رسیدند؟ و ما به کجا میرسیم؟

هیچ تغییری در هیچ چیزی حاصل نمیشد. اگر در جاهلیّت با تازیانه بر غلامان و بردگان که طالب آزادیخود بودند میزدند و بزرگترین ستم را بر بردگان روا میداشتند، امروز چرا در دادگاهها حکم شلاق میدهند؟

نتیجه این همه درس و بحث در حوزههای علمیه و در قانون مجازاتها آن است که بر انسانی که معلومنیست چرا و چگونه و در چه شرایطی مرتکب خطا شده آیا اضطرار، اجبار، غفلت، جنون، عصبانیت،شوکهای ناشی از حوادث ناگوار دوران کودکی وبر او عارض شده که مرتکب کاری زشت شده ومجازاتش کاری زشت تر است.

خود من که در زندانهای ساواک شاه، به خاطر مبارزه با ستمکاران و دادن شعار عدالت، بیشترین شلاق راتحمل کردم، آیا کوچکترین تغییری در رفتار و گفتارم پیدا شد؟ اصلا نفهمیدم چرا این همه مورد آزار وشکنجه هستم؟ میگفتند «اقدام علیه کشور، تشویش اذهان عمومی، براندازی نظام»! کدام کشور؟ کدامتشویش؟ کدام نظام؟ با گذر زمان بیشتر جری شدم و در راه خود جدی تر و قاطعتر حرکت کردم، آیا آناعمال ناشایسته و نادرست باعث اهانت و سرنگونی نظام شاهی نشد؟

و اعمال ما در دادگاهها با احکام شلاق و حبسهای سنگین و زندانهای وحشتناک و برخوردهای نامناسب،آیا امور را اصلاح میکند؟

اسلام و قرآن در شرایطی که عربها در جو جاهلیت زندگی میکردند، باید برخی مجازاتهای شدید دورانجاهلیّت را اعمال میکرد و آیا نباید امروز بر همۀ مجازاتهای دوران جاهلیت خط بطلان کشید؟

حضرت امام خمینی مصلحت نظام را بر برخی احکام اولیه ترجیح دادند و حتی شورای مصلحت نظام راترتیب دادند که افرادی با تخصصهای متفاوت اقتصادی و سیاسی و حقوقی بتوانند آنچه مصلحتجامعه و مردم است عملی سازند، خود ناظر بودم که مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی هنگامی که رئیسقوۀ قضائیه بودند در اصفهان در پاسخ حقیر که دربارۀ آشفتگی زندانها و اینکه زندان اصفهان برای ۷۰۰ نفر ساخته شده نه هفت هزار نفر، ایشان فرمودند، اکثر احکام و مجازاتهائی که اعمال میشود، در اسلامنیست و وهن اسلام است، حتی زندانها و تعزیرها، که معروض داشتم: چرا رها نمیکنید. که فرمودند: درشرایط فعلی قانون است و راهی دیگر در پیش نیست و مجلس باید راهی بگشاید.

حضرت آیت الله عظمی منتظری میفرمودند: حتی قصاص قتل که در قرآن به صراحت آورده شده، اگر وهناسلام شد باید تعطیل گردد و باز اگر درس خواندن با حجاب یا دست دادن با زنان (بدون ریبه)در موارددیپلماتیک و یا برنامه های اداری و کاری وهن اسلام شد، بلااشکال است باید رها گردد.

من نمیدانم آیا حوزۀ مترقی قم، انجمن محققان و مدرسان، جوامع علمی و اسلامی نمیتوانند راهی پیداکنند که معضلات فقهی و مسائلی که ما را از تمام جهان دور میکند و ما را خشونتطلب و عقبمانده بهحساب میآورند، حل و فصل نمایند؟ و ما را با «اعلامیه حقوق بشر» هماهنگ کنند.

پیش از پیروزی انقلاب چون نام انجمن مدرسین قم و روحانیت مبارز را میشنیدیم به خود مژده میدادیم کهنوآوریهای بسیاری در روند احکام و اندیشههای شیعه به وجود میآورند، ولی دیدیم که جزء اولینانتشاراتشان: «مصدق السلطنه» و «شریعتمداری در تاریخ» و امثال آنها، اختلاف اندازی و چند دستگیبیشتر بود!

در صورتی که در قرآن نفس هر انسانی در برابر نفس است و قصاص برای همه هست، هنوز راضی نمیشویم که دیه زن و مرد را یکسان کنیم، در آن صورت ارث هم مساوی میشود و قبالههای سنگین ورمیافتد وهر زوجی قصد جدائی داشتند، فقط یک مبلغ ثابت تعیین شده از طرف دادگاه خانواده برای مهریهمشخص میشود.

آیا وقت آن نشده که برای دیه دست از سر شترها برداریم و راهی هماهنگ با جهان و مورد قبول عقل و عرفانتخاب کنیم؟ مگر مراجع عظام و دیگر علما با شتر به مکۀ معظمه مشرف میشوند؟ دوران شتر را باید تمامشده فرض کرد.

آیا وقت آن نرسیده است که ماههای حرام و غیرحرام را ملاک قرار ندهیم، تاریخ حرمت این ماه‌ها از شریعتحضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) بود و عرب آن را به ارث برد و همواره حتی در زمان جاهلیت نیز حرمتآنها را حفظ می کرد به طوری که به جهت حرمت این ماه‏‌ها اگر قاتل پدر خود را در این دوره زمانی مشاهدهمی‏‌کرد، متعرض او نمی شد، این سنت تا ظهور اسلام همچنان در میان عرب رایج بود، حال سؤال این استکه از ابتدای اسلام تا امروز چه کسی رعایت ماههای حرام را کرده است؟

آیا یزید در ماه محرم به جنگ حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نیامد؟ وقایع: فتح خیبر، غزوه ذات الرقاع،کشته شدن علی بن حسین(ع)، قتل امین برادر مأمون، قتل جعفر برمکی و انقراض برمکیان، واقعه هولاکو ومستعصم و انقراض دولت بنی عباس، غرق شدن فرعونیان، عذاب اصحاب فیل و…. همه در ماه محرم بهوقوع نپیوسته است؟ در تاریخ پس از اسلام در دیگر ماههای حرام نیز هزاران واقعه دلخراش واقع شدهاست.

بنی امیه و بنی عباس در جنگهاشان کدام رعایت ماههای حرام را کردند؟ آیا سعودیها در حرم خدا و در ماهذیحجه بیش از ۵۰۰ایرانی بیگناه را نکشتند؟ افرادی که فقط اظهار تنفر از ستمهای آمریکا و اسرائیلمیکردند! آیا در ماههای حرام از بمباران مردم بیچارۀ یمن دست کشیدند؟ آیا صدام در جنگ هشت سالهتحمیلی علیه ایران، ماههای حرام را در نظر گرفت؟ آنها همه خطاکار بودند ولی ما چرا برای دیه افراد برایهر واقعهای هنوز ماههای حرام را ملاک قرار میدهیم و در قانون چرا فرق میگذاریم؟ و برخی را از زندگیساقط میکنیم، تبعیضها قائل میشویم و تقصیر آن را به گردن قانونگذر اسلامی میگذاریم، آیت اللهلاریجانی در پاسخ هر اعتراضی که کم میآوردند در برابر «حقوق بشر» و «عفو بین المللی» شعار میدادندکه قوانین ما اسلامی است و با دیگران فرق دارد و برتر است، در همه جا همۀ مسؤلان ما وقتی درمیمانند،پای اسلام را به میان میکشند!

چرا در قرن ۲۰ نمیتوانیم با عقلای جهان همراه شویم و عرف جهانی را رعایت کنیم؟ بعضیها میگویند:آنها با ما همراه شوند، یعنی آنها هم شلاق بزنند و شتر را ملاک و مبنا قرار دهند و بین حقوق زن و مردفرق گذارند، در ماههای خاصی احکامشان فرق کند! برای حضانت اطفال که والدینشان جدا شدهاند راهیمشخص پیدا نشده است.

شگفتآور است، مأموریت همه علما و فقها ترویج اسلام محمدی(ص) است، اسلام تکفیرکنندگان القاعده وطالبانی و داعشی را که به نظر خودشان میخواهند بر اساس «شریعت» عمل کنند و از سوی آمریکاحمایت میشوند و میشدند، تا اختلاف بیندازند، مسلمانها را به قتل برسانند و اختلافات را نهادینه کنند،همۀ ما آنها را محکوم میکنیم و هرگز نمیخواهیم به راه آنها برویم، آنها را متعصّبان عهد جاهلیّتمیدانیم، ولی جمعی از ما، دستههای صوفی و عارف و دراویش را خوش ندارند، جمعی از اهل حق بیزارندو گروهی با ولایتیها و ملیگراها و دستهای با آزادی خواهان و طایفهای هم با ملی مذهبیها وهمراهنیستند و مخالفت میکنند

اوایل انقلاب نامهای محرمانه در خصوص همین مطالب، به حضور فقیه عالیقدر نوشتم که با شروعانقلاب اسلامی، فکری هم برای نوآوریها و استنباطهای عقلی و عرفی از احکام اسلامی بشود، که دستورفرمودند: آن اندوه دلها و آن نامه به صورت علنی و در روزنامهها درج گردد، که در آن زمان دو شمارهروزنامه کیهان را در بر گرفت.

نظر حضرت ایشان آن بود که حوزه علمیه را به تفکر و حرکت وادارند که خبری نشد و کاسه همان کاسه وآش همان آش و تحوّلی در حوزهای، در دادگاهی، در قوه قضائیه و در جامعه پدید نیامد و با همان شترراه خود را دنبال کردیم، زیرا «شتر آهسته می رود شب و روز» و ما هم صورت مسئله را پاک کردیم.

به امید اصلاح همۀ امور و احکام جامعۀ اسلام پیش از آنکه ما نیز به اجبار به دنبال سیل تغییر و تحولجهانی، حرکت کنیم، خود پیشرو مشخص کردن احکام پویای همگام با زمان و مکان باشیم. «من اللهتوفیق»

اصفهانفضل الله صلواتی

خرداد ۱۳۹۹

درباره حسین یزدی

دیدگاه های این مطلب
شما هم نظرتان را درج کنید.