اکونوموید۲۰(ویروس کووید اقتصاد ۲۰)
۱۶ فروردین ۱۳۹۹ \\ اقتصادی, سیاسی, مقالات \\ بدون دیدگاه

✍️ مرتضی بابایی

نزدیک به ۵ ماه از شیوع ویروس کرونا در جهان می گذرد.
ویروس کرونا دهه۶۰ میلادی کشف شد. عامل بسیاری از ویروس های جهان ماست از سرماخوردگی ساده تا سارس،مرس و این اواخر هم کووید_۱۹

کرونا در لغت نامه یونانیان به معنای تاج است آن هم چه تاجی،تاجی که بر سر هر کس بنشیند روزگارش به سیاهی شب می شود.

طی قرن اخیر ویروس های کشنده کم نبودند که به جان بشر افتاده باشد
اما دو ویروس بزرگ که لرزه به اندام اقتصاد جهان انداخت را ذکر خواهیم کرد

ابتدا با بیماری اقتصاد هلندی شروع می کنیم این لقب را مجله اکونومیست سال ۱۹۷۷ برای توصیف مشکل اقتصاد روز آن سال ذکر کرد که تا امروز باقی مانده
این بیماری زمانی در هلند کشف شد که پول های باد آورده یِ هنگفتِ موقتی از دل حلقه های استخراج گاز به بیرون درز نمود.
روزگاری که هلند سرشار از ارز بود.اما غافل از آنکه این دوران همچون فصول سال می روند و می آیند.
در بیماری اقتصاد هلندی مشکل آن بود که درآمد ها براساس قیمت های متغیر بازارهای جهانی از جمله نفت و گاز محاسبه می شد که این یعنی قمار.
اولین بار این بیماری در سال ۱۳۵۳ خورشیدی در ایران دیده شد در این سال نفت ناگهان رشد و نزدیک به پنج برابر رشد نمود.
این اتفاق در دوران امیرعباس هویدا رخ داد.
همین اوج گیری فریبنده سبب آن شد که دولت دست به اعمالی بزند از قبیل تحصیل رایگان برای همگان و بالا بردن حقوق و دستمزد کارمندان و کارگران و مواردی این چنینی.
بیماری هلندی اینجا خود را نشان داد
طی سال های ۵۵ تا ۵۷ نفت آنچنان سقوطی نمود که در پس آن اقتصاد ایران هم سقوط کرد.
این بیماری که همچون ویروس تضعیف شده در جان اقتصاد ما جای گرفته و هر از گاهی به دلیل سو مدیریت و عدم شفافیت مالی جان دوباره ای می گیرد و بخش های مختلفی از جسم اقتصاد مان را از کار می اندازد.
.
.
نروژ،هلند را آینه ی عبرت خود قرار داد.

نروژ اما به جای اینکه خود مایه ی عبرت تجربه آموزی دیگران شود سعی کرد از تجربه ی هلند بودن دور بماند
نروژی ها با تاسیس (صندوق ذخیره ارزی) از فاجعه ی هلند عبرت گرفتند.
اما تاسیس این صندوق به همین آسانی نبود نروژ با استفاده از اقتصاددان های بزرگ خود و آمریکا طبق برنامه ریزی دقیق این صندوق را تاسیس نمود.
یکی از ویژگی های این چنین صندوقی
ابتدا شفافیت دقیق بیلان مالی می باشد به طوری در کشور نروژ هر شهروندی بدون محدودیت می تواند به راحتی از ریز حساب این صندوق مطلع شود.
شعار این صندوق این است:برای آینده ی فرزندانمان.
آنقدر به آینده ای که امروز ساخته اند امیدوارند که سکه به سکه ی این درآمد ها در این صندوق به طور برخط(online) در دسترس مردم خود قرار داده اند.
این صندوق درآمد های مازاد حاصل از نفت و گاز و سایر اقلام صادراتی این کشور را در خود ذخیره می کند.

( نفرین منابع)
.
اما بیماری دیگری که گلوی اقتصاد کشورها را فشار می دهد
معروف است به (نفرین منابع یا شومی منابع)
تناقض و تناقض — فساد و فساد معنای امروزی نفرین منابع است.
کشورهایی سرشار از منابع غنی ارزی و طبیعی ازجمله نفت و گاز و …
اما این کشور ها در بدترین و پست ترین درجه رشد اقتصادی و همچنین بالاترین درجه در آمار فلاکت اقتصادی طی آمارهای رسمی هر ساله قرار می گیرند.
.
علت چیست؟ اصلا اولین بار چه کسی این بحث را مطرح نمود؟

ریچارد اوتی بریتانیایی در سال ۱۹۹۳ این موضوع را مطرح نمود.

در طول تاریخ سه دولت به نفرین دچار نشدند و تصمیم گرفتند بنای درستی از خود در اقتصاد به جا بگذارند.
این دولت ها به ترتیب نروژ،آمریکا و کانادا می باشند.
حال این سه دولت چه کردند؟
پیش از آنکه دست به استخراج دیوانه وار نفت و گاز خود بزنند ابتدا نهاد جامع و شفافی را از حیث مالی تاسیس نمودند که پول های باد آورده ی حاصل از بالا و پایین رفتن قیمت های بازارهای جهانی را با آن کنترل کنند.
.
میخواهم اینبار نمونه ای را مثال بزنم که طی دوره ی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بسیار محبوب بود.
آن نمونه نامش ونزوئلاست کشوری با بیشترین میزان ذخیر نفتی در جهان،بیماری نفرین منابع بیشتر درکشورهایی یافت می شود که رهبرانی دزد سالار(کلپتوکرات) و پوپولیست دارند.
آندرس پرز در دوران شکوفایی اقتصاد ونزوئلا با سرمایه ای سرشار رییس جمهور این کشور شد.
وی آنقدر به این درآمد ها مطمئن بود که ونزوئلا را به باتلاق دیون(بدهی) هدایت نمود.
پرز تا جای ممکن اقتصاد پویای ونزوئلا را تخریب کرد و در این هنگام شخصی علیه او تصمیم به کودتا گرفت.
پرز هر نوع کودتا را مسخره واحمقانه میدانست اما هوگو چاوز با پرز شوخی نداشت.
با حکم دیوان عالی ونزوئلا آندرس پرز از عنوان ریاست جمهوری خلع و به جرم اهمال و حیف و میل مال دولتی به ۲۹ ماه حبس محکوم شد.
چاوز که مَنشی پوپولیست گونه داشت رییس جمهورِ پس از آندرس پرز شد
اندکی اقبال عمومی را به خود جذب کرد و تاحدودی نیز ونزوئلا را سرپا نگاه داشت ولی انگار در تاریخ این کشور بد شانسی نقش پر رنگی دارد،چاوز در اثر سرطان جانباخت و نیکولاس مادورو با مخالفت های فراوان رییس جمهور شد
مادورو خود را وام دار سیاست چاوز میدانست اما آمریکا و اروپا او را به رسمیت نمی شناسند تا جایی که رییس مجلس ملی این کشور یعنی خوآن گوآیدو که رهبر مخالفان مادورو نیزمی باشد مورد وثوق اکثریت جامعه بین المللی است.
یک بیماری اقتصادی طی ۴۰ سال به راحتی ونزوئلای غنی را به زانو درآورد.
به همین آسانی
طبق آمارهای منتشره از سازمان های بین المللی در سال ۲۰۱۹
۱۰۰ درصد پول ملی ونزوئلا در برابر ارز های خارجی سقوط کرده است به طوری حقوق کارمندی با ۱۸۰۰۰ هزار بولیوار(نزدیک به ۸ دلار) کفاف ۳۸ عدد پیاز و یک و نیم کیلو گوشت را میدهد.
همچنین طبق این آمار ها میانگین وزن مردم ونزوئلا ۹ کیلو کاهش و نرخ مرگ و میر نوزادان ۱۰ درصد افزایش داشته است.

نفرین منابع چه بر سر منابع غنی انسانی می آورد؟
آریستو کراسی(نخبه سالاری) و کلپتو کراسی(دزد سالاری) در جامعه یکه تاز می شود و قشر کارگر و ضعیف(پلولتاریا) از یاد می رود. تصحیلات و رشد فضایل اخلاقی و علمی در کشور رنگ می بازد و موضوعی دست دوم به حساب می آید(خواندن درس بی معنا می شود چون نقش آن را در آینده شغلی بی تاثیر میدانند. هم اکنون از آمار سالانه سازمان سنجش برای ورودی دانشگاه های دولتی میتوانید دریابید)
.
اگر با خودمان بخواهیم صادق باشیم ما هم اکنون با هردوی این بیماری ها دست به گریبانیم.
دولتی نسبتا ورشکسته ولی پرامید از آینده ای که حتی نوسترادموس هم فرصت آن را پیدا نکرد تا پیش بینی اش را کند.
بهای تمامی بورس های مطرح جهان پس از اعلام جهان گیری(pandemic) ویروس کوویده ۱۹ توسط WHO، سقوط کرد.
این شوک آنقدر شدید بود که بانک جهانی به سرعت هشدارهایی صادر کرد با این مضمون که ممکن است ویروس کووید ۱۹ آنچنان مخرب نباشد که کووید اقتصاد مخرب می شود.
به هر روی تحفه ای است از سرزمین چین و ماچین که هرم غذایی شان سبب شده نسل سگ،گربه و خفاش در آن کشور رو به انقراض رود.
دنیا طی ماه های آینده اوضاعی به مراتب وخیم تر از ورشکستگی سال ۲۰۰۸ اتحادیه اروپا و همچنین نابودی صنایع در جنگ جهانی دوم به خود خواهد دید و صد البته که ما دستانمان خیلی وقت است زیر ساطور اقتصاد قطره چکانی مان گیر کرده و از این سونامی مستثنی نیستیم.

ایلو(ILO) سازمان جهانی کار صراحتا در روزهای نخست پاندمی کووید ۱۹ اعلام نمود.
اگر بحران کرونا به همین نحو ادامه داشته باشد حداقل ۲۰ میلیون شغل(نَه به صرف نفر یا شخص) در جهان نابود می شود.و این که سبب آن شود لشکر بیکاران و گرسنگان جهان دست به طغیان زنند در کشورهای خود دور از تصور نیست.
قوی ترین اقتصاد جهان یعنی آمریکا، ریاست جمهورش تصمیم گرفت ۲ تریلیون و ۴۰۰ میلیون دلار که ۱۰ درصد از Gdp سالانه این کشور را شامل می شود پای این ویروس خرج کند تا از بحران اقتصادی جلو گیری شود.
حال آنکه ترامپ طی فرمانی فدرال تمامی کارخانجات بزرگ کشور خود را موظف دانست از تولیدات قبلی خود دست بکشند و شروع به تولید تخت و ونتیلاتور کنند.

در این بین حیف است از ایتالیا نامی نبریم کشورِ چکمه این روز ها مصیبتی بالا تر از مرگ ۱۴ هزار مردم خود را مشاهده می کند و آن هم ورشکستگی یک به یک صنایع کوچک و همچنین صنعت گردشگری خود در عرض ۲ ماه است.
.
ترور بیولوژیک یا هر مسئله ماورای طبیعه دیگر، امروز جهان ما در چنگال دشمنی قرار گرفته که دیده نمیشود در این جنگ هر کشوری توانایی مدیریت بحران بهتری داشته
باشد سربلند از آزمونی سخت بیرون می آید.
در این وانفسا هستند دولت هایی باخلق و خوی ماگوکرات(حکومت خرافه گرایان_جادو گران ابتدا طبق گواه تاریخ نگاران در مصر باستان پیدا شدند این گونه حاکمان) که این خود مصیبتی بر مصیبت های دیگر مضاف می کند.
آن هم در روزگاری که یک بشکه نفت اوپک از یک بشکه آب آشامیدنی ارزان تر است.

چه بر سر بهار گردشگری ایران و جهان آمد که این چنین خزان شد؟

قطع به یقین سال ۲۰۲۰ میلادی و همچنین سال۱۳۹۹ خورشیدی سال سکته ای مرگبار برای صنعت پرسود توریست ایران و جهان می توانست باشد از بهار در کشورمان تا المپیک توکیو اما همگی شاید در فرصتی دیگر.

به طور مثال آلمان ۸ میلیارد یورو فقط از نبود گردشگران چینی طی این مدت ضرر نمود.
ژاپن دیگر غول اقتصاد جهان ۳۶ میلیون گردشگر چینی را که نزدیک به نیمی از منبع درآمد صنعت گردشگری شان محسوب می شد را از دست داد.
دولت هنگ کنگ آنقدر اوضاع را وخیم دیده است که ۱۴ مارچ(۱۴ اسفند) اعلام نمود به همه شهروندان خود ۱۰ هزار دلار هنگ کنگی می دهد(نزدیک به ۲۰۰۰ یورو و تا حدودی مستمر) که تا حداقل اندکی به پروبال شکسته ی این مستعمره ی در فکر استقلال چین مرهمی بخشد.
چین،سنگاپور، تایلند، مالزی و فیلیپین وعده ی آن را دادند که مالیات ها را کم می کنند و حتی برخی مشاغل معاف می شوند.
دولت استرالیا نیز درصدد آزاد کردن سفر توریستی به این کشور است.
هند نزدیک به میلیارد انسان را در بزرگترین قرنطینه تاریخ بشریت قرار داد به زور چوب و کلاغ پر.
رییس جمهور اقتدارگرای فیلیپین صراحتا دستور شلیک مستقیم به افرادی را داد که در مقابل قرنطینه و نظامات بهداشتی مقاومت می کنند.
و در پایان آن چیزی که اوضاع را ترسناک تر می کند این است که شبکه معتبر فرانس ۲۴ طی خبری اعلام نمود ۴ میلیارد انسان در سراسر جهان در قرنطینه به سر میبرند.

اما چین علاوه بر فلج کردن سیستم های درمانی در جهان زحمت این را نیز کشید که سرمایه ای نزدیک به ۳۶۰ میلیارد دلار را که سالانه به صنعت گردشگری جهان تزریق می کرد را دریغ نمود.
طبق اعلام سازمان جهانی گردشگری(UNWTO) تا سال ۲۰۳۰ میلادی از هر ۵ گردشگر در جهان ۱ نفر چینی خواهد بود(نزدیک به ۴۰۰ میلیون نفر در سال)

از مصائب تمام دنیا گفتیم حال به صنعت نیمه جان گردشگری خودمان هم می پردازیم.
طبق اعلام های رسمی صنعت گردشگری ایران طی این مدت ۳ هزار میلیارد تومان ضرر کرده و بسیاری از افرادی که از طریق کسب درآمد می کردند به عبارتی درآمدشان متوقف یا حتی تا مرز ورشکستگی پیش رفته اند.

حال تمهیدات مدیران کشورمان برای مقابله با ویروس کووید۱۹ چه بوده است؟
همانطور گفتیم قیمت نفت امروز ایران ازقیمت یک بشکه آب ارزان تر است(نزدیک به ۱۶ دلار)
حال مشکل اینجاست که دولت برای مقابله با کرونا از بودجه سال ۹۹ که اصلا جزییات آن مشخص نیست،قرار است استفاده کند و نکته ی دیگر آنکه بودجه ی سال ۹۹ با قیمت هر بشکه حداقل ۵۰ دلار بسته شده.(این همان بیماری اقتصاد هلندی است)
قرار بود درآمد نفتی مان با بشکه ای ۵۰ دلار حداقل ۷۰ هزار میلیارد تومان در سال ۹۹ باشد.
اما اکنون با نفت ۱۶ دلاری خوابش را هم نمیتوان دید در حالی که ما برای فروش بشکه های نفت محدودیت شدید داریم و عمدتا نفت خود را با قیمت روی آب میفروشیم.

اگر دولت طی ماه های آینده دست به تدابیری حمایتی از مشاغل دست رفته،کارگران روز مزد و بسیاری از افرادی که از دولت حقوق ماهیانه دریافت نمی کنند نزند،مطمئنا اتفاقاتی مشابه نارضایتی های آبان ماه باشدت بیشتر دور از انتظار نیست.
بحران اقتصادی کرونا یقینا جهانی خواهد بود اما این بحران برای کشوری با اوضاع آشفته اقتصادی همچون ایران بسیار مهلک تر و مخرب تر خواهد بود.
از همین رو می باشد که از مسئولین میخواهیم اندکی در کتب تاریخی تورق کنند و درس عبرت کسب کنند.
بحران اقتصادی که مستقیما به جان و نان مردم مرتبط است مطمئنا می تواند ثروت ملی،امنیت ملی و عزت ملی و در پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را تهدید کند و به مخاطره بیاندازد.
.
دولت در طی ماه های آینده باید کمک های مالی شایان توجهی به صنایع کوچک خرد ایران کند که همین صنایع کوچک سبب می شود فشار اقتصادی کمتر احساس گردد.
و نکته ی دیگر که باز یادآور بیماری هلندی است دولت حتی المقدور باید جلوی صادرات اقلام مصرفی مهم را بگیرد تا حداقل قیمت اجناس در این حدی که گران است دیگر گران تر نشود.
وقتی صادرات یک کالا برای ما دو برابر واردات آن هزینه دارد چه منطقی است که این کار را با تمام مایحتاج مان بکنیم
ما صرفا برای کنترل آهن،میلگرد، آجر و غیره میتوانیم از واردات استفاده کنیم اما آیا میشود خانه را نیز وارد نمود؟
اینها بخشی از چاله های بی انتها ی سومدیریت منابع مالی و یا شاید کلپتوکراسی می باشد
دولتمردان باید طی ماه های اینده فکری اساسی بکنند
وگرنه واقعا تصور اینکه چه خواهد شد بسیار دردناک و دشوار خواهد بود.

و این یادداشت را با تمامی کم و کاستی ها با حدیثی از حضرت علی (ع) به پایان مسیرش هدایت می کنیم.

(از هر دری فقر وارد شود از در دیگر
ایمان می ورد)

درباره حسین یزدی

دیدگاه های این مطلب
شما هم نظرتان را درج کنید.