جَهل الرِجال! ( داستان یک شهر)
۱۱ آبان ۱۳۹۷ \\ کلی, مقالات \\ بدون دیدگاه

✍ حسین علیپور

سال ۷۷ بود، از پیروزی اصلاح طلبان در دوم خرداد یکسالی گذشته بود. موفق ترین شهردار ِ پس از انقلاب که در ۹ سال حضورش شهر را متحول کرده بود و هوادارانش رؤیای ریاست جمهوری را متصور بودند به جای آنکه از بهشت راهی «پاستور» شود، ساکن اوین شد و این از طنزهای تلخ روزگار ِ ما بود. در هرحال رفتن غلامحسین کرباسچی به زندان همانا و شروع داستان شهر ِ ما همان

اصلاح طلبان اما فکری نو در سر داشتند، آنان با تکیه بر بدنه ی اجتماعی آن روزهای خود قضیه ی شورای شهر را کلید زده تا از قدرت ِ مردم در برابر زور ِ حاکمیت بهره ببرند. اینگونه بود که سیدمحمدخاتمی مردان اجرایی و فکری ِ درجه یک خود را به کارزار ِ سخت شورا فرستاد. از عبدالله نوری و عطریانفر و جمیله کدیور گرفته تا سعیدحجاریان و ابراهیم اصغرزاده و حکیمی پور. نتایج شورای اول تهران یک پیروزی مطلق برای اصلاح طلبان شد و البته از اینجا بود که به جای فتح ِ سنگر به سنگر ، شکست های قدم به قدم آغاز شد. اما ماجرا از چه قرار بود؟!

شورای شهر تهران در مجادله ی کارگزارانی ها به رهبری عبدالله نوری و مشارکتی ها به لیدری سعید حجاریان بدنبال شهردار ِ جایگزین کرباسچی بودند و پس از کش و قوس های فراوان به مرتضی الویری رسیدند. الویری اما هیچگاه جانشین شایسته ای برای کرباسچی نشد و در این ناتوانی به کناری رفت. پس از او نیز ملک مدنی با قامتی کوچک بر این صندلی بزرگ تکیه زد و گرچه در تاریخ ِ سیاسی دیگر دیده نشد اما با اشتباهات ِ فاحش خود تاریخ ساز شد. همان اشتباهاتی که شورا را پس از انشقاق به مرز انحلال برد و از مرز هم گذراند و به همین راحتی شورای اول پس از ۳ سال با درگیریهای اعضا و شهردارش منحل شد.

نتایج درگیری ها به زودی خود را نشان داد. انتخابات شورای دوم در سال ۸۱ اولین فتحِ ِ اصولگرایان شد که به شهردار شدن ِ محمود احمدی نژاد انجامید و پس از آن انتخابات مجلس هفتم و در نهایت ریاست جمهوری ۱۳۸۴ شکست های مفتضحانه ای برای چپ ها بود که منشأ آن چیزی جز منفعت طلبی شخصی و عدم مدیریت صحیح در شورای شهر اول نبود. واینگونه بود که کِشتی ِ اصلاح طلبان به گِل نشست

تاوان این اشتباه سخت و گران بود. در کمتر از یک دهه پس از غلامحسین کرباسچی، سردار محمدباقر قالیباف بر همان صندلی تکیه زد و در ۱۲ سالی که شهردار بود شورای شهر دوم، سوم و چهارم را همراهی کرد. گویی شورای اول چنان کاری کرده بود که مردم ِ تهران به این راحتی ها به چپ ها امید نمی بستند اما بالاخره تَکرارها منجر به این شد که شبیه ِ شورای اولی تِکرار شود!

تیم ِ یکدست امید بر شورای پنجم نشست به امید اینکه تدبیری امیدوارکننده برای شهر بیندیشد. اینبار به جایعبدالله نوری ،محسن هاشمی بود و بجای سعید حجاریان ، مرتضی الویری.” اما مثل آن زمان که دعوای مشارکتی ها/ کارگزارانی ها برای انتخاب شهردار بالا بود اینبار هم جنگ ِ ائتلاف اتحادی ها_ اعتماد ملی ها در برابر کارگزارانی ها به قوت خود باقی بود. گویی پس از ۲۰ سال باز هم در بر همان پاشنه ی لنگانی می‌چرخید که پاشنه ی آشیل ِ اصلاح طلبان شده بود!

انتخاب محمدعلی نجفی چَک اول کارگزاران بود که مثل روال این سالهای نجفی با افتضاح به استعفا انجامید و جز زمزمه های این استعفا چیزی بر مردم عیان نشد و البته چَک دوم را اینبار ائتلاف اعتمادملی_ اتحاد به کارگزاران زد با انتخاب محمدعلی افشانی برای شهرداری تهران. گویی این چَک ها بیشتر بر صورت ِ مردم می‌نشست که پس از دولت ِ به اسم اصلاح طلب و به رسم محافظه کار حالا باید جنگ ِ فرسایشی احزاب چپ را در شورا مشاهده کنند آنهم با نیروهای دسته ی دوم شان.

وای که چه بد روزگاری! آن زمان که نیروهای درجه یک در شورای شهر به میان آمدند آن سرنوشت ِ سیاه نوشته شد و حالا درجه دوها همان استراتژی ِ تکراری جنگ احزاب را به راه انداختند و قطعا نتیجه ی اشتباه و کار ِ تکراری از پیش مشخص است. امروز ارائه ی لیست ۳۰ نفره ی شورا برای انتخاب سومین شهردار در حدود یکسال کاری ِ شورای پنجم گویای همه چیز است؛ شعارهای ۷۶ رنگی خاکستری و شکلی بدلی به خود گرفته است ؛ گردش نخبگان را در وجود فرزندان وزرای اسبق اصلاحات ، شایسته سالاری را در حضور معاونین و وزرای اخراجی ِ دولت ِ ناامید ، مدیران ِ متخصص را در سهم های گرفته شده ی احزاب از کاندیدا و اعتقاد به آرمان های اصلاحات را در استانداران قالیبافی ِ اصلاح طلب شده میتوان دید.

گویی تجربه ی تاریخی، درسی برای چپ ها نشده است و آنانی که از تاریخ درس نمیگیرند شکست شان حتمی ست. تیر ِ آخر چپ ها اگر به هدف ننشیند باید منتظر نتایج ِ تکراری ِ تاریخ بود؛ انتخابات مجلس۹۸ ، ریاست جمهوری۱۴۰۰ و ادامه دومینوی شکستوارِ چپها. تنها یک تفاوت را به وضوح میتوان دید؛ «جهل الرجالی که امروز جایگزین ِ قحط الرجال ِ دیروز شده است…!»

درباره حسین یزدی

دیدگاه های این مطلب
شما هم نظرتان را درج کنید.