نوبل و آغاز جنبش مبارزه با خشونت علیه زنان
۱۴ مهر ۱۳۹۷ \\ بین المللی, کلی \\ بدون دیدگاه

زنی از خاورمیانه پرآشوب و مردی از آفریقای پرمناقشه که تلخکامی مردمان جنگ زده را برای جهانیان فریاد زدند، به طور مشترک برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۱۸ شدند.

«نادیا مراد» زنی ۲۵ ساله از تبار کردهای ایزدی عراق و دکتر «دنیس موکوگه» جراح ۶۳ ساله از جمهوری دموکراتیک کنگو مشترکا برنده جایزه نوبل صلح شدند و هر دو جایزه خود را به قربانیان خشونت های جنسی علیه زنان تقدیم کردند. 
کمیته نوبل نروژ گفت: نادیا و موکوگه را به دلیل تلاش هایشان برای پایان دادن به خشونت جنسی به عنوان یک سلاح جنگی شایسته دریافت این جایزه دانسته است.
نادیا مراداولین شهروند عراقی است که برنده جایزه نوبل صلح می شود. او سال ها جنگ و تباهی را لمس کرد تا به نوبل صلح رسید. اما این جایزه مرهم دردهای او نیست. شاید آنچه اندکی از وحشت و هراس او می کاهد مبارزه جهانیان به خشونت علیه زنان به ویژه در جنگ هاست. 

**آخرین دختر
این زن ایزدی در روستای کوچک «کوچو» واقع در منطقه سنجار در نزدیکی مرز سوریه زندگی آرامی را با خانواده اش سپری می کرد. وقتی تروریست های داعشی در سال ۲۰۱۴ بخش هایی از عراق را اشغال کردند محل سکونت ایزدی ها نیز به محل تاخت و تاز خونین آنها تبدیل شد و کابوس آغاز شد.
داعشی ها در یک روز تابستانی سال ۲۰۱۴ به کوچو حمله کردند. آنان مردان را کشتند و کودکان را به اسارت بردند تا بعد از شست و شوی مغزی از آنها ستیزه جویانی کم سن و سال بسازند. داعشی ها هزاران زن را نیز به کار اجباری و بردگی جنسی محکوم کردند.
تکفیری های داعشی نادیا را گرفتند و عزیزانش را کشتند. در یک روز هفت نفر از اعضای خانواده اش را به قتل رساندند، از جمله مادرش را. خودش به موصل برده شد. کتکش زدند، شکنجه اش کردند و دسته جمعی به او تجاوز کردند. نادیا در بازار برده فروش های موصل بارها فروخته شد و تاریخ خشونت برایش تکرار شد. در نهایت از موصل گریخت و خود را به اردوگاه آوارگان ایزدی در اقلیم کردستان عراق رساند. 
او می توانست لب فرو ببندد و از جنایتی که در حق او و هزاران زن دیگر می شود، سخنی نگوید. اما پیش از آنکه غربی ها کمپینی برای مبارزه با آزارهای جنسی به راه اندازند، نادیا داستان خود را بازگو کرد. او بعدها به خواهرش پیوست که در آلمان زندگی می کند. 
نادیا سال گذشته (۲۰۱۷) کتابی به نام «آخرین دختر» منتشر کرد و به بازگویی رنج و مصیبت های خود پرداخت. چرا آخرین دختر؟ چون می خواهم «آخرین دختری در دنیا باشم که این اتفاق برایش افتاده استاو در کتابش نوشت: دستکم طی ده سال گذشته یعنی از وقتی که عراقی ها گرفتار جنگی شدند که آمریکایی ها سال ۲۰۰۳ به راه انداختند و تبدیل به درگیرهای محلی باطل و تروریسم تمام عیار شد، فاصله میان خانه های ما بیشتر شده است.
او خواهان عدالت برای ایزدی ها و شناسایی جنگ علیه آنها به عنوان «نسل کشی» است. هدف او حمایت از قربانیان خشونت های جنسی، اجرای عدالت و مجازات تکفیری های داعشی است.
نادیا سال ۲۰۱۶ به عنوان «سفیر حسن نیت سازمان ملل برای شان بازماندگان قاچاق انسان» انتخاب شد. او دوستش «لامیا حاجی بشار» مشترکا برنده جایزه حقوق بشر ساخاروف در سال ۲۰۱۶ شدند. آنها برای و به یاد سه هزار زن ایزدی که همچنان اطلاعاتی از سرنوشت آنها در دست نیست، مبارزه می کنند.
نادیا سرانجام برنده نوبل صلح شد و روز جمعه به رویترز گفت: «این جایزه را با همه ایزدی ها، همه عراقی ها، کردها و همه اقلیت ها و بازماندگان خشونت های جنسی در سراسر دنیا قسمت می کنمآن دوران ترسناک، اواسط یک روز تابستانی آغاز شد اما برای ساختن دورانی تازه تابستان امسال را مبدا قرار داد و اعلام کرد که با یک جوان ایزدی ازدواج کرده است.
هنوز از سرنوشت سه هزار زن ایزدی دیگر خبری در دست نیست. هزاران زن غیر ایزدی هم مثل آنها قربانی خشونت های جنسی در جنگ ها شده اند. آفریقا جایی است که شمار زیادی از این زنان را می توان یافت. همان جایی که «دکتر معجزه» برای التیام دردهای آنها تلاش کرده است.

**معجزه دکتر
موکوگه که با نادیا مشترکا برنده نوبل صلح شده، در میان هوادارانش به «دکتر معجزه» معروف است. او هزاران زن همچون نادیا را پناه داده و برای درمان آنها کوشیده است. اما این کمک ها را کافی نمی داند و خواهان افزایش آگاهی عمومی درباره خشونت جنسی علیه زنان است. 
موکوگه سال ۱۹۵۵ در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو به دنیا آمد. سومین فرزند خانواده است و هشت خواهر و برادر دارد. موکوگه جوان در بروندی پزشکی خواند، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و پزشک بیماری های زنان شد. او می خواست در کشورش به زنان باردار کمک کند اما درگیری های داخلی باعث شد تا به مبارزی علیه خشونت های جنسی در جنگ ها و حامی حقوق زنان تبدیل شود. 
موکوگه در سال ۱۹۹۹ کلینیکی برای درمان بیماری های زنان تاسیس کرد اما کارکرد آن تغییر کرد و به محلی برای حمایت از قربانیان خشونت های جنسی در کنگو تبدیل شد. او و همکارانش بیش از چهل هزار زن را درمان کرده اند، نه فقط درمان جسمی بلکه حمایت اجتماعی و روحی و روانی نیز از آنها به عمل آورده اند. 
دختران جوان و زنانی هشتادوچند ساله در میان بیماران او دیده می شود. بسیاری از کودکانی که به کلینیک او مراجعه می کنند خود حاصل خشونت های جنسی هستند. بدین